محمد موسوى بجنوردى

37

مقالات اصولى ( فارسى )

فصل سوم عقل ، يكى از ادلهء اربعه اصوليان شيعه عقل را يكى از ادلهء اربعه مىدانند و در باب آن سخنان فراوان دارند . اشاعره ، به لحاظ گفتگو از حسن و قبح عقلى ، در اين ميدان گام مىنهند . بحث « از حسن و قبح » گفتگو از معانى گوناگون آن را به ميان مىآورد ؛ و پرداختن به معناى عقل تقسيم آن را به عقل نظرى و عقل عملى مطرح مىسازد ؛ و ، سرانجام ، سخن از احكام شرعى و احكام عقلى مفهوم ملازمهء اين دو را با يكديگر وارد بحث مىكند ؛ و ، در نتيجه ، موقع و مقام عقل به عنوان يكى از ادلهء معلوم مىگردد . اما مقدم بر اين همه و پيش از رسيدن به اصل مطلب ، بجاست كه نخست به طرح مسئله بپردازيم و از نظرات محققان متقدم و متأخر ياد كنيم . طرح مسئله را در چند صورت به شرح زير مطرح مىكنيم : 1 . آيا همان‌طور كه كتاب به تنهايى دليل است و سنت و اجماع نيز هريك به تنهايى دليلند ، در مقام اقامهء حكم عقلى نسبت به يك مسئله بايد گفت كه اين حكم حجت است و مىبايست مطابق آن عمل گردد تا در نتيجه اگر عمل كردن موجب ثواب باشد بتوان گفت كه بر خلاف اين حكم عقلى عمل نمودن موجب عقاب است ؟ 2 . يا اينكه بايد پذيرفت كه دليل عقلى در عرض كتاب و سنت و اجماع واقع نمىشود ، بلكه در طول آنها قرار دارد ، يعنى وقتى از